الشيخ محمد علي الگرامي القمي
27
مذهب (فارسى)
6 - به اين مطلب هم توجه كنيد : همواره علت يك شىء ، واجد آن شىء مىباشد يعنى بايد خود بخشى از شىء داشته باشد تا بتواند آن را به وجود آورد ، اگر خود فاقد آن چيز باشد نمىتواند آن را به ديگرى بدهد ، از طرف ديگر پذيرنده و قابل هر شى ، بالذات فاقد آن شىء است ، خود ندارد كه از ديگرى مىپذيرد . به عنوان مثال مىتوانيم بگوئيم كه . آب رطوبت دارد كه مىتواند به چيزهاى ديگر رطوبت بدهد ولى چيزهاى ديگر به آن مقدار رطوبت ندارند كه آن را از آب مىپذيرند ، اين است كه از قديم گفتهاند ملاك فاعليت ، دريافت و واجديت است ، و ملاك قابليت ، فقدان و نداشتن . آن وقت دقت كنيد كه آيا ممكن است يك چيز از جهت واحدى هم فاعل باشدو هم قابل ؟ آب خودش به خودش رطوبت بدهد يعنى خودش رطوبت ندارد و در عين حال خودش رطوبت دارد كه خودش را مرطوب كند در ذات خود هم رطوبت را بالفعل دارد و هم ندارد . ماده خودش فاعل حركت خودش باشد يعنى خود واجد حركت بوده آن را به خودى خود دارد ، و قابل باشد يعنى حركت را ندارد و تنها نقش پذيرش دارد . 9 - هر كسى با وجدان فطرى خويش و يا عقل سليم خود مىفهمد كه هر كجا نظم دقيق و اسلوب كامل و قوانين محكمى برپاست حتماً يك